محمد سعيد جانب اللهى

85

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

1 . دم‌كردهء ازبوه 2 . جوشاندهء برگ سبز پودونه كوهى 3 . دم‌كردهء برگ پره‌زا 4 . جوشاندهء چوير در روغن يا آب 5 . جوشاندهء برنجداس 6 . دم‌كردهء نعناع 7 . دم‌كردهء گل انار ( براى منظم كردن اعمال معده ) 8 . دم‌كردهء شيرين‌بيان 9 . پختهء پيشوك « 1 » ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 270 - 271 ) . در لرستان مخلوط شير و رازيانه يا مخلوط رازيانه و روغن مىخورند ( همان : 271 ) . در ميبد با شاهتره و خاكشير درمان مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در سيستان اجغون « 2 » و باديون « 3 » و شوتك « 4 » را جوشانده مىخورند ، همچنين پودر گياه خودروى ديگرى به نام تلخى را در آب مىريزند و مىخورند ( جانب اللهى ، 1381 : 243 ) . در ميرجاوه جوشاندهء سيم سوك تجويز مىكنند ( همان : 245 ) . در ايرانشهر از داروهاى زير استفاده مىشود : 1 . پودر برگ درنه را قبل از صبحانه در آب حل كرده مىخورند . 2 . جوشانده گلدر ناشتا مىخورند . 3 . پودر برگ ازگند ناشتا مىخورند . 4 . برگ گواتگ « 5 » كه گياهى با برگ‌هاى ريز شبيه هويج است خشك كرده با آب مىخورند ( همان : 255 ) . عشاير بويراحمدى از برنجاس براى درمان دل‌درد استفاده مىكنند ( نامهء نور ، ش 10 و 11 ) . در سنگسر : 1 . ملكى ارزق « 6 » كه انگوم گياهى به نام دول « 7 » است و داراى طبعى گرم و بادكش است ، براى

--> ( 1 ) . pis ? uk ( 2 ) . ajyun ( 3 ) . b diyun ( 4 ) . s ? utk ( 5 ) . go tag ( 6 ) . malkiarzoq ( 7 ) . dowl